You got it یعنی چی؟

پاسخ Native Speaker
Rebecca
You got itبه معنای "این است" یا "خوب" در زبان محاوره ای است. بله: A: Will you eat lunch with me this Saturday? (دوست دارید شنبه با من ناهار بخورید؟) B: You got it. (باشه.)

Rebecca
You got itبه معنای "این است" یا "خوب" در زبان محاوره ای است. بله: A: Will you eat lunch with me this Saturday? (دوست دارید شنبه با من ناهار بخورید؟) B: You got it. (باشه.)
01/22
1
pay attention toیعنی چی؟
Pay attention toبه معنای تمرکز، توجه و فکر کردن به چیزی است. مثال: Pay attention to the people crossing the road when you drive. (هنگام رانندگی، به افرادی که از جاده عبور می کنند توجه کنید.) مثال: If you pay attention to the last scene, you'll see her walking through the door. (اگر روی صحنه اخر تمرکز کنید، او را خواهید دید که از در وارد می شود.)
2
balance withیعنی چی؟
Balance [X] with [Y] به معنای رسیدگی همزمان به Xو Yاست، اما نه به یک طرف و متعادل نگه داشتن ان. به عنوان مثال، اگر بگویید balance [work life] with [personal life]، به این معنی است که فرد تعادل خوبی بین کار و زندگی دارد. مثال: I prefer to balance my work life with my personal life. (من ترجیح می دهم تعادل کار و زندگی خوبی داشته باشم) مثال: You're so busy as a mom. How do you balance parenting with work? (من یک مادر بسیار پر مشغله هستم، چگونه می توانم کار و مراقبت از کودک را انجام دهم؟)
3
thereبه اینجا اشاره cooking the recipe؟
بله بله thereدر اینجا به معنای یادگیری یک زبان با پخت و پز یک دستور العمل است. شما می توانید بگویید Learning the language a little bit while I cook (یادگیری یک زبان در هنگام پخت و پز) یا Learning the language a little bit from the cookbook (یادگیری یک زبان از یک کتاب اشپزی)، اما دلیل اینکه شما این را نگفتید این است که قبلا در thereضمنی شده است.
4
چگونه بین confusedو messتمایز قائل می شوید؟
confusedبه این معنی است که شما چیزی را به خوبی درک نکرده اید. بنابراین وقتی چیز جدیدی یاد می گیرید، از کلمه confuseاستفاده می کنید. مثال: Math has always been confusing to me. (ریاضی همیشه گیج کننده است) مثال: Many English students are confused by the complex grammar. (بسیاری از دانش اموزان انگلیسی با گرامر پیچیده اشتباه می گیرند) مثال: He was very confused when starting his new job. (او زمانی که کار جدید خود را اغاز کرد، کمی تلاش کرد.) messبدان معنی است که چیزی مشکل ساز، کثیف، کثیف یا اشفته است. این معمولا برای توصیف وضعیت یا وضعیت امور شخصی استفاده می شود. مثال: You shouldn't have gotten involved with this mess. (من نباید درگیر این اشفتگی می شدم.) مثال: Their relationship is such a mess right now. I don't even know how they are still together. (رابطه انها در حال حاضر یک اشفتگی است، من حتی نمی دانم چرا انها هنوز با هم هستند.) مثال: Her life became such a mess when she started using drugs. (زندگی او زمانی که شروع به مصرف مواد مخدر کرد، وارونه شد.)
5
ایا worse offاست که بر جدی بودن وضعیت در ان زمان تاکید کنیم؟ ایا خوب است که فقط از worse thanاستفاده کنید؟
Worse offبه معنای بدتر از شرایط دیگر است. Worse than معنای مشابهی دارد، اما اگر می خواهید بر جدی بودن وضعیت تاکید کنید، مناسب تر است که از worse offاستفاده کنید. بنابراین، همانطور که گفتید، شما می توانید از worse thanدر این وضعیت استفاده کنید، اما من فکر می کنم worse off یک نمایش دراماتیک تر از وضعیت وخیم در اروپا است. مثال: As a single mother of five children, she's worse off than you. (او یک مادر مجرد با پنج فرزند است و زمان سخت تری نسبت به شما دارد) مثال: Even though we have no money to give, we should help them because they are worse off. (حتی اگر پول نداشته باشیم، باید به کسانی که کمتر از ما خوش شانس هستند کمک کنیم.)
این عبارت را با یک quiz تکمیل کنید!