روند
- 01.pay attention toیعنی چی؟
Pay attention toبه معنای تمرکز، توجه و فکر کردن به چیزی است. مثال: Pay attention to the people crossing the road when you drive. (هنگام رانندگی، به افرادی که از جاده عبور می کنند توجه کنید.) مثال: If you pay attention to the last scene, you'll see her walking through the door. (اگر روی صحنه اخر تمرکز کنید، او را خواهید دید که از در وارد می شود.)
- 02.balance withیعنی چی؟
Balance [X] with [Y] به معنای رسیدگی همزمان به Xو Yاست، اما نه به یک طرف و متعادل نگه داشتن ان. به عنوان مثال، اگر بگویید balance [work life] with [personal life]، به این معنی است که فرد تعادل خوبی بین کار و زندگی دارد. مثال: I prefer to balance my work life with my personal life. (من ترجیح می دهم تعادل کار و زندگی خوبی داشته باشم) مثال: You're so busy as a mom. How do you balance parenting with work? (من یک مادر بسیار پر مشغله هستم، چگونه می توانم کار و مراقبت از کودک را انجام دهم؟)
- 03.thereبه اینجا اشاره cooking the recipe؟
بله بله thereدر اینجا به معنای یادگیری یک زبان با پخت و پز یک دستور العمل است. شما می توانید بگویید Learning the language a little bit while I cook (یادگیری یک زبان در هنگام پخت و پز) یا Learning the language a little bit from the cookbook (یادگیری یک زبان از یک کتاب اشپزی)، اما دلیل اینکه شما این را نگفتید این است که قبلا در thereضمنی شده است.
- 04.چگونه بین confusedو messتمایز قائل می شوید؟
confusedبه این معنی است که شما چیزی را به خوبی درک نکرده اید. بنابراین وقتی چیز جدیدی یاد می گیرید، از کلمه confuseاستفاده می کنید. مثال: Math has always been confusing to me. (ریاضی همیشه گیج کننده است) مثال: Many English students are confused by the complex grammar. (بسیاری از دانش اموزان انگلیسی با گرامر پیچیده اشتباه می گیرند) مثال: He was very confused when starting his new job. (او زمانی که کار جدید خود را اغاز کرد، کمی تلاش کرد.) messبدان معنی است که چیزی مشکل ساز، کثیف، کثیف یا اشفته است. این معمولا برای توصیف وضعیت یا وضعیت امور شخصی استفاده می شود. مثال: You shouldn't have gotten involved with this mess. (من نباید درگیر این اشفتگی می شدم.) مثال: Their relationship is such a mess right now. I don't even know how they are still together. (رابطه انها در حال حاضر یک اشفتگی است، من حتی نمی دانم چرا انها هنوز با هم هستند.) مثال: Her life became such a mess when she started using drugs. (زندگی او زمانی که شروع به مصرف مواد مخدر کرد، وارونه شد.)
- 05.ایا worse offاست که بر جدی بودن وضعیت در ان زمان تاکید کنیم؟ ایا خوب است که فقط از worse thanاستفاده کنید؟
Worse offبه معنای بدتر از شرایط دیگر است. Worse than معنای مشابهی دارد، اما اگر می خواهید بر جدی بودن وضعیت تاکید کنید، مناسب تر است که از worse offاستفاده کنید. بنابراین، همانطور که گفتید، شما می توانید از worse thanدر این وضعیت استفاده کنید، اما من فکر می کنم worse off یک نمایش دراماتیک تر از وضعیت وخیم در اروپا است. مثال: As a single mother of five children, she's worse off than you. (او یک مادر مجرد با پنج فرزند است و زمان سخت تری نسبت به شما دارد) مثال: Even though we have no money to give, we should help them because they are worse off. (حتی اگر پول نداشته باشیم، باید به کسانی که کمتر از ما خوش شانس هستند کمک کنیم.)
- 06.اینجا give upچه معنایی دارد؟
نحو در اینجا give it upاست. این کمی متفاوت از give upاست، به این معنی که تلاش برای چیزی را متوقف کنید. give it upبه معنای تشویق و تشویق مجری یا شخصیت اصلی این رویداد است. معمولا قبل یا بعد از اجرا استفاده می شود. مثال: Please, give it up for Taylor Swift!! (تشویق کنید، تیلور سویفت است!) مثال: Ladies and gentlemen. Give it up for your entertainment tonight, the one and only... Micheal Jackson. (خانم ها و اقایان، لطفا برای اجرای امشب کف بزنید، این تنها و تنها مایکل جکسون است.) مثال: What an amazing performance from those dancers. Give it up for them one more time. (این یک اجرای عالی توسط رقصندگان بود، لطفا یک دور بزرگ دیگر از تشویق ما را تشویق کنید.)
- 07.Batterیعنی چی؟ ایا به معنای ضربه زدن به چیزی است؟ لطفا یک مثال هم به من بدهید.
بله بله Batterبه معنای ضربه زدن یا خرد کردن بارها و بارها برای ایجاد اسیب شدید است. همچنین می تواند به یک شکست ناشی از استفاده قدیمی اشاره کند. در این ویدئو، به این معنی است که اسپانیا بارها و بارها توسط محاصره مورد حمله قرار گرفته است، یعنی از لحاظ اقتصادی ضربه خورده است. مثال: We've had this sofa for a while, so it's quite battered. (من از این مبل برای مدت طولانی استفاده کرده ام و اکنون فرسوده شده است.) = > به معنای فرسوده شدن است مثال: He came home battered and bruised. I hope there wasn't a fight. (او به خانه امد، امیدوارم دعوا نکرده باشد.) مثال: The school has been battered by protests from parents. (مدرسه به دلیل اعتراض والدین در وضعیت دردناکی قرار دارد)
- 08.K through eightیعنی چی؟
سوال خوبیه! اول از همه، Kمخفف kindergartenاست که به معنی مهد کودک است و 8 به کلاس های تا کلاس هشتم اشاره دارد. البته، ممکن است بسته به منطقه و مدرسه تفاوت هایی وجود داشته باشد، اما برای خلاصه کردن سیستم اموزشی در امریکای شمالی، با مهد کودک (kindergarten)، مدرسه ابتدایی (primary/elementary school) کلاس های 1 تا 5 را پوشش می دهد، سپس مدرسه راهنمایی (middle school) کلاس های 6 تا 8 و سپس دبیرستان (high school) را از کلاس های 9 تا 12 پوشش می دهد. بنابراین، K to 8را می توان به عنوان یک اصطلاح که شامل مهد کودک از طریق مدرسه راهنمایی است، دیده می شود. علاوه بر این، یک Pre-K(pre kindergarten) برای کودکان 2 تا 4 ساله زیر مهد کودک وجود دارد که معادل یک کلاس مهد کودک در کره ای است! مثال: I took piano lessons from K to 12. (من کلاس های پیانو را از مهد کودک به بالا 3 گرفتم) مثال: We will be adding computer literacy classes starting in pre-K. (ما قصد داریم درس های کامپیوتر را از مهد کودک اضافه کنیم.)
- 09.چرا باید بعد از following inوجود داشته باشد؟ منطقی نیست که فقط following the footstepsبگی؟
اگر inرا از following in the footstepsحذف کنید، معنی کمی تغییر خواهد کرد! Following in the footstepsیک عبارت مجازی است که به معنای قرار دادن پای کسی بر روی پای شخص دیگری است. همونجوریه که هست Following the footstepsبه سادگی به معنای پیروی از قدم های شما است، نه اینکه پاهای خود را مستقیما روی انها قرار دهید. این عبارت مجازی انقدر رایج است که بدون inغیر طبیعی به نظر می رسد! مثال: I'm following in the footsteps of my dad by becoming a doctor. (من با تبدیل شدن به یک دکتر، قدم های پدرم را دنبال می کنم) مثال: I'm following the footsteps on the ground to see where this person went. (من ردپاهای روی زمین را دنبال می کنم تا ببینم این شخص کجا رفته است.)
- 010.ایا wedding bandهمان wedding ringاست؟
امروز، هر دو wedding bandو wedding ring یک معنی دارند، اما در گذشته تفاوت های اشکاری وجود داشت. در گذشته، به زنان حلقه های خانوادگی یا سنگ های قیمتی رنگی داده می شد و مردان کسانی بودند که wedding bandمی پوشیدند. اما با گذشت زمان، سنت تغییر کرد و زنان شروع به پوشیدن wedding bandکردند. طراحی wedding bandبا او تغییر کرد تا پر زرق و برق، زنانه و دقیق باشد و امروز به عنوان wedding ringشناخته می شود. اگر به یک فروشگاه جواهرات بروید و بگویید که یک wedding bandمی خواهید، انها یک حلقه بدون الگوی طلا، تیتانیوم، نقره، کاربید تنگستن و غیره را به شما نشان می دهند. اگر شما به دنبال یک wedding ring، من به شما یک حلقه (wedding band) با سنگ های قیمتی (معمولا الماس) نشان می دهد. با این حال، از لحاظ فنی، این دو کلمه معنای یکسانی دارند و می توانند به جای یکدیگر استفاده شوند.
مشاهده همه مطالب
Consignبه معنای "واگذاری دائمی" یا واگذاری است. و حق با توئه! من در اینجا معنای مثبتی ندارم. این بدان معنی است که این ایتم برای همیشه در کمد خواهد بود و استفاده نخواهد شد. معنای دیگر Consignاین است که "چیزی را به کسی بدهید" یا ارسال کنید. مثال: I consigned my birthday cards to the third drawer of my dressing table. (من کارت تولدم را در کشوی سوم کمدم گذاشتم.) مثال: I'm consigning one of my artworks to the gallery in town. (من قصد دارم یکی از اثار هنری خود را به یک گالری در شهر تحویل دهم.) مثال: The package has been consigned to a courier. It'll arrive tomorrow! (بسته به پیک تحویل داده شده است، فردا خواهد رسید!)
متاسفانه، ما نمی توانیم از کلمه after eight hoursدر اینجا استفاده کنیم. In eight hoursبه معنای after eight hours from now (8 ساعت از هم اکنون) است، بنابراین شما نمی توانید از after eight hoursبرای نشان دادن 8 ساعت از هر نقطه در زمان استفاده کنید. اگر می خواهید after eight hoursبنویسید، باید جمله را به after eight hours of sleep, I feel refreshedتغییر دهید.
بله، در این مورد، شما می توانید entirelyرا به allتغییر دهید. هر دو Allو entirely قیدهایی هستند که معانی مشابهی دارند، بنابراین می توان انها را در اکثر موارد به جای یکدیگر استفاده کرد. اما entirelyیک عبارت رسمی تر است، یک تفاوت ظریف که تاکید می کند که چیزی کامل است، اما allاین تفاوت ظریف را ندارد. مثال: I spilled the drink all on my shirt. (تمام نوشیدنی ها را روی پیراهنش ریخت.) مثال: I spilled the drink entirely on my shirt. (تمام نوشیدنی ها را روی پیراهنش ریخت.) Allبدان معنی است که چیزی complete(کامل) یا whole(کامل) است، اما به این معنی نیست که چیزی به طور کامل پوشش داده شده است. All اغلب برای اغراق در مورد چیزهایی که کامل نیستند استفاده می شود. به همین دلیل است که استفاده از allبرای توصیف چیزی کامل یا جامع، تفاوت های ظریف بسیار قوی ندارد.
Scared to piecesیک اصطلاح است که به معنای بسیار ترسناک است. مثال: I was scared to pieces in the haunted house. (من در یک خانه خالی از سکنه بسیار ترسیده بودم.) مثال: She scared me to pieces yesterday. (او دیروز مرا شگفت زده کرد.)
با توجه به لیست کلمات مشابه در Wiktionary، رسمی ترین کلمه absurdityاست. به عنوان یک جایگزین برای nonsense، من می گویم absurditiesبا استفاده از جمع. *Wiktionaryبه معنی فرهنگ لغت ویکی چند زبانه مبتنی بر وب است.