روند
- 01.get throughیعنی چی؟
برای get through چیزی به معنای عبور از یک دوره دشواری، تجربه یا ازمایش است. این بدان معنی است که شما تمام راه را از اغاز یک تجربه تا انتها می روید. این عبارت همچنین به معنای تماس با کسی از طریق تلفن است و همچنین به معنای استفاده یا پایان دادن به مقدار زیادی از چیزی در یک دوره کوتاه است. مثال: I got through the semester without failing a class! (من این ترم را بدون شکست به پایان رساندم!) مثال: We got through a whole bottle of soda in one night. (من یک بطری کامل از این نوشابه را در طول شب نوشیدم.) مثال: I couldn't get through to her on the phone. (من به او زنگ زدم اما نتوانستم به او برسم)
- 02.چه زمانی می توانم از pisswormاستفاده کنم؟
Pisswormیک اصطلاح توهین امیز است و نباید استفاده شود.
- 03.Take on somebodyیعنی چی؟
Take on someoneبه معنای ایستادگی در برابر دشمن است. دلیل اینکه من این take onنوشتم این است که گرتا تونبرگ به عدم اگاهی از تغییرات اب و هوایی در میان رهبران UN جهان اشاره کرد. مثال: He took on the bully by confronting him. (او در برابر قلدر خود مبارزه کرد) مثال: She was ready to take on her opponent at the tennis match. (او اماده بود تا در یک مسابقه تنیس با حریف خود روبرو شود)
- 04.چه تفاوتی با That is crazyدارد؟
That would be crazyبدان معنی است که اگر چیزی وجود داشته باشد، دیوانه کننده است. در اینجا او می گوید که اگر یک شوهر فکر می کند که هرگز نباید با زن دیگری در خارج از کار باشد، پس این دیوانگی است. چون او اینطور فکر نمیکند. That is crazyبه این معنی است که چیزی که وجود دارد دیوانه کننده است.
- 05.Warringرا می توان در همان زمینه ای که warدر زمینه تفسیر کرد، اما ایا واقعا وجود دارد؟
اره درسته warیک اسم است که به معنای جنگ است. اگر از ان به عنوان فعل استفاده کنید، می توان ان را به عنوان یک warringبه معنای جنگ یا مبارزه با کسی نوشت. مثال: They've been warring for generations against each other. (انها برای نسل ها با یکدیگر مبارزه کرده اند) مثال: Why are we still warring with each other? Let's make peace. (چرا ما هنوز می جنگیم؟ بیایید در صلح باشیم)
- 06.به ما بگویید در مورد یک کلمه است که می تواند به جای کلمه reminisceاستفاده می شود! و کی ازش استفاده کنیم؟
reminisceمعنای بسیار خاصی دارد. بنابراین حتی اگر مترادف ها را به شما بگویم، نگرانم که به نظر می رسد تفاوت های ظریف متفاوت باشد، اما کلمات مشابهی look backو rememberوجود دارد. reminisceبه معنای صرف وقت برای یاداوری خاطرات دلپذیر از گذشته است، یا در ذهن خود و یا با صحبت کردن با دیگران. اگر این بدان معنی است، همیشه می توانید از کلمه reminisceاستفاده کنید. مثال: I was reminiscing yesterday about my childhood when I saw kids playing at the park. (دیروز، وقتی بچه های کوچک را دیدم که در پارک بازی می کردند، دوران کودکی خودم را به یاد می اورم.)
- 07.Pruneیعنی چی؟
Pruneبه الو و الو اشاره دارد که همچنین به معنای احمق یا حرکت تند و سریع در زبان عامیانه است. هاگ رید از عبارت you great pruneبرای ابراز نارضایتی از دودی استفاده کرد. مثال: Mary is one of the smartest students in our grade, but everyone thinks she's a miserable prune. (مری یکی از باهوش ترین دانش اموزان کلاس خود است، اما همه فکر می کنند که او یک احمق بدبخت است.) مثال: Dudley is famous for being a big prune. (Doodly به عنوان یک احمق بزرگ شناخته شده است.)
- 08.be on the moveیعنی چی؟
On the moveبه حرکت یا حرکت از یک مکان به مکان دیگر اشاره دارد. این معمولا زمانی استفاده می شود که کسی سعی در فرار دارد. مثال: The thief is on the move! (دزد فرار می کند!) مثال: I don't know where he is living now, he's always on the move. (من نمی دانم او در حال حاضر کجا زندگی می کند، او همیشه حرکت می کند.)
- 09.داری میگی که مدیر از جنوبه؟
the Southside، نه South، به این معنی است که او قبلا در یک منطقه خطرناک زندگی یا کار کرده است. او می گوید که برای دیدن خشونت یا رفتار پرخاشگرانه به منطقه نقل مکان نکرده است. مثال: I did not spend all that money for this. (من تمام پولم را صرف این کار نکردم.) مثال: I did not sit through a presentation for this. (ایا فکر می کنید تمام وقت برای انجام این کار نشسته اید؟)
- 010.pay attention to somethingچیست؟
Pay attentionبه معنای گوش دادن یا دیدن چیزی با دقت است. در اینجا چند مثال وجود دارد. مثال: Pay attention! These questions will be on the final exam! (توجه کنید، این سوالات در امتحان نهایی ظاهر می شود!) مثال: I need you to pay attention to what I am about to say. (با دقت به انچه می گویم گوش دهید.) مثال: Please pay me some attention. I have to tell you something important. (روی من تمرکز کنید، من چیز مهمی برای گفتن به شما دارم.) مثال: Stop talking to me. I want to pay attention to this seminar. (صحبت کردن با من را متوقف کنید، من می خواهم روی سمینار تمرکز کنم)