روند
- 01.articulateیعنی چی؟ یک مثال برای من بیاورید!
کلمه articulateدر اینجا یک فعل است که به معنای بیان یک ایده یا یک احساس منسجم است. این در مورد برقراری ارتباط است، در مورد بیان چیزی از طریق کلمات. همچنین به عنوان صفتی برای صحبت روان و منطقی استفاده می شود. مثال: We need to articulate the main idea so others can understand it. (من باید نقطه نظر خود را روشن کنم تا دیگران بتوانند ان را درک کنند.) مثال: Sometimes I struggle to articulate what I'm feeling and thinking. (گاهی اوقات من به سختی می توانم احساس یا تفکرم را بیان کنم.) مثال: I'm not very articulate these days. (این روزها نمی توانم با اطمینان بگویم.)
- 02.Taffyچیست؟
Taffyبه نوعی اب نبات (کارامل) اشاره دارد که با جوشاندن شکر و کره ساخته می شود.
- 03.Cut down on somethingو چگونه cut down somethingمی نویسید؟
Cut down on somethingبه معنای کاهش است و cut down somethingبه معنای واقعی کلمه به معنای کاهش چیزی است. مثال: I would like to cut down on sugar, I eat too much of it. (من باید شکر را کاهش دهم، فکر می کنم بیش از حد می خورم.) مثال: The tree outside of my apartment is getting cut down. (درخت جلوی اپارتمان ما در حال قطع شدن است)
- 04.Someمن واقعا نمی فهمم چرا از این استفاده می شود.
Someبه مقدار یا تعداد نامشخصی از چیزها اشاره دارد. انگلیسی زبانان بومی اغلب از someمقدماتی پس از get در مکالمه گاه به گاه استفاده می کنند. به عنوان مثال، اگر کسی می خواهد سیب بخرد، اما تعداد دقیق سیب ها را به شما نمی گوید، یا اگر مشخص نیست، بگویید I'm going to get some apples. (من چند سیب برای شما می خرم). در این مورد، getدر مقابل این some خواهد بود. اگر می خواهید از تعداد تقریبی getو یک شی (که در این ویدیو fresh airشده است) استفاده کنید، می توانید ان را someبنامید. مثال: I want to get some milk and bread at the grocery store. (من می خواهم مقداری شیر و نان از فروشگاه مواد غذایی بخرم.) مثال: I think you need to get some exercise. (من فکر می کنم شما نیاز به تمرین دارید.)
- 05.ایا "You were ever my best friend" به این معنی است که شما قبلا دوست بودید اما دیگر نه؟ اینجا everیعنی چی؟
اره درسته ما قبلا دوست بودیم، اما دیگه دوست نیستیم، و داریم میگیم متاسفیم. everدر اینجا به یک نقطه خاص در زمان یا زمان اشاره دارد. مثال: Nothing ever seems to upset her. (فکر نمیکنم کاری کرده باشم که او را عصبانی کنم.) مثال: He doesn't ever eat his vegetables. (او هرگز سبزیجات نخورده است)
- 06.ایا می توانم از asبه جای For استفاده کنم؟
as the fact thatجایگزینی برای for the fact thatنیست. این به این دلیل است که asتنها می تواند به عنوان یک حرف ربط باشد اگر به معنای ~استفاده شود و سپس باید بلافاصله با یک جمله کامل دنبال شود، نه یک اسم.
- 07.focus onیعنی چی؟
focus onبه این معنی است که توجه یا تلاش خود را به چیزی نشان دهید. در این مورد، ما در مورد راشل صحبت می کنیم که مرکز برنامه است، و بیشتر توجه به او بود. مثال: I like to focus on one thing at a time. (من دوست دارم در یک زمان روی یک چیز تمرکز کنم.) مثال: I focus all of my time on my family. (من تمام وقتم را روی خانواده ام متمرکز می کنم.)
- 08.ایا تفاوت معنایی بین Slapو Smack وجود دارد؟
سوال خوبیه! تفاوت کمی در معنی وجود دارد، اما هر دو معنی ضربه زدن به کسی را دارد. Smackیک ژست کمتر شدید و سبک تر است و معمولا برای توصیف سیلی های بازیگوش استفاده می شود. بنابراین، در حالی که شما می توانید کسی را عصبانی slap ، smackبه عمل ضربه زدن به کسی با ظرافت شیطنت امیز اشاره دارد. مثال: I smacked my brother in the head with a pillow. (با بالش به سر برادرم ضربه زدم) مثال: An incident that shocked the world was that of Will Smith slapping Chris Rock during the Oscars. (سیلی ویل اسمیت از کریس راک در مراسم اسکار جهان را شوکه کرد.)
- 09.ایا عجیب است که به جای common vision، common goalبگوییم؟
نه، ناجور نیست با این حال، معنی ممکن است بسته به زمینه کمی متفاوت باشد. Visionمعمولا برای اهداف مختلفی استفاده می شود که بزرگتر از goalهستند، در حالی که goalمعمولا عملی تر، عمل گرا و نتیجه نهایی دارند. مثال: Jane and I have a common goal of getting our work in the national exhibition this year. (جین و من یک هدف مشترک برای شرکت در یک نمایشگاه ملی در سال جاری داریم.) مثال: Many people in the organization share the common vision of getting justice for those who are disadvantaged. (بسیاری از افراد در ان سازمان دیدگاه مشترکی برای عدالت برای کسانی که در شرایط محروم هستند دارند.)
- 010.در این مورد، معنای make sureچیست؟
Make sureبه بررسی یا تایید چیزی برای تایید معتبر یا درست بودن ان اشاره دارد. بیشتر make sureعبارتی است که برای بررسی مجدد چیزی استفاده می شود. مثال: I need to make sure that I turned off all the lights before I leave the house. (اطمینان حاصل کنید که تمام چراغ ها را قبل از خروج از خانه خاموش کنید) مثال: Will you make sure the dog got food? (ایا می توانید بررسی کنید که ایا سگ شما غذا خورده است؟)
مشاهده همه مطالب
Consignبه معنای "واگذاری دائمی" یا واگذاری است. و حق با توئه! من در اینجا معنای مثبتی ندارم. این بدان معنی است که این ایتم برای همیشه در کمد خواهد بود و استفاده نخواهد شد. معنای دیگر Consignاین است که "چیزی را به کسی بدهید" یا ارسال کنید. مثال: I consigned my birthday cards to the third drawer of my dressing table. (من کارت تولدم را در کشوی سوم کمدم گذاشتم.) مثال: I'm consigning one of my artworks to the gallery in town. (من قصد دارم یکی از اثار هنری خود را به یک گالری در شهر تحویل دهم.) مثال: The package has been consigned to a courier. It'll arrive tomorrow! (بسته به پیک تحویل داده شده است، فردا خواهد رسید!)
متاسفانه، ما نمی توانیم از کلمه after eight hoursدر اینجا استفاده کنیم. In eight hoursبه معنای after eight hours from now (8 ساعت از هم اکنون) است، بنابراین شما نمی توانید از after eight hoursبرای نشان دادن 8 ساعت از هر نقطه در زمان استفاده کنید. اگر می خواهید after eight hoursبنویسید، باید جمله را به after eight hours of sleep, I feel refreshedتغییر دهید.
بله، در این مورد، شما می توانید entirelyرا به allتغییر دهید. هر دو Allو entirely قیدهایی هستند که معانی مشابهی دارند، بنابراین می توان انها را در اکثر موارد به جای یکدیگر استفاده کرد. اما entirelyیک عبارت رسمی تر است، یک تفاوت ظریف که تاکید می کند که چیزی کامل است، اما allاین تفاوت ظریف را ندارد. مثال: I spilled the drink all on my shirt. (تمام نوشیدنی ها را روی پیراهنش ریخت.) مثال: I spilled the drink entirely on my shirt. (تمام نوشیدنی ها را روی پیراهنش ریخت.) Allبدان معنی است که چیزی complete(کامل) یا whole(کامل) است، اما به این معنی نیست که چیزی به طور کامل پوشش داده شده است. All اغلب برای اغراق در مورد چیزهایی که کامل نیستند استفاده می شود. به همین دلیل است که استفاده از allبرای توصیف چیزی کامل یا جامع، تفاوت های ظریف بسیار قوی ندارد.
Scared to piecesیک اصطلاح است که به معنای بسیار ترسناک است. مثال: I was scared to pieces in the haunted house. (من در یک خانه خالی از سکنه بسیار ترسیده بودم.) مثال: She scared me to pieces yesterday. (او دیروز مرا شگفت زده کرد.)
با توجه به لیست کلمات مشابه در Wiktionary، رسمی ترین کلمه absurdityاست. به عنوان یک جایگزین برای nonsense، من می گویم absurditiesبا استفاده از جمع. *Wiktionaryبه معنی فرهنگ لغت ویکی چند زبانه مبتنی بر وب است.